تقصیر من نیست نازنین!

بی خوابی های تو از سر فریادهایی ست

که شعرهای من بر سرت می زنند

وگرنه از دختر هزار ساله ی باران

جز مشتی سکوت چیزی در نمی آید..!

کاش هرگز شاعر نمی شدم

که این شعرها به چشم های تو وفادارترند

تا خیال ترک خورده ی من..

کاش دیگر ننویسم

آخر می دانی؟

من از این دوباره نوشتن

دوباره نخواندن

و آن همه سکوت گره خورده ی محض می ترسم

با توام جادوی بزرگ کلمات!

پاره کن!

من باز دارم می نویسم...

 

((تی چارتر))